تبليغاتX
"آبادانِ من، منِ آبادان"
شهر خاموش من ! آن روح بهارانت كو ؟ شور و شيدايي انبوه هزارانت كو ؟
چرا‏‎ فوتبال ‌‏‎در آبادان‌‏‎ به‌‏‎‏‎ چنين جايگاهي‌‏‎ رسيده‌‏‎ است‌؟‏‎ ‌‏‎تا پیش از سال ۱۳۵۱ که لیگ تخت جمشید راه اندازی شود و بجای برگزاری لیگ استانها ، تیمهای برتر در مسابقات قهرمانی کشور حضور یابند ، آبادان 2تیم مطرح داشت : "کارگر و جم"

کارگر سابقه ۱۰ساله بیشتری نسبت به جم داشت . سالها پیش درحالیکه ملوانان انگلیسی و مهندسان پالایشگاه تیمهای بخصوص خود داشتند ، کارگران آبادانی پالایشگاه نیز برای خود تیمی تشکیل دادن . نامش را بدلیل حضور قشر کارگری در این تیم "کارگر آبادان" گذاشتند . این تیم فوتبال به میان خانواده ها رفت و طرفداران بسیاری برای خود بدست آورد . خانواده ها در مسابقات تیم کارگر با تیمهای دیگر شهرها از تیم خود حمایت میکردند. عده بسیاری معتقدند این تیم بر اساس تفکرات سیاسی - اجتماعی تشکیل شد!! این سرگرمی(فوتبال کارگر) هم جنبه تفریحی داشت و هم اینکه تا حدودی آنان را از مسایل سیاسی شهر غافل میکرد! با این حال مردم به فوتبال کارگر علاقه داشتند .
حدود ۱۰ سال بعد مرحوم پرویز دهداری و چند تن از همکلاسیهایش تیم "جم" را در مدرسه رازی شهر آبادان تشکیل دادند . مدرسه ای که یادآور حضور افرادی چون "مهدی اخوان ثالث" هم بود .دهداری و همسن و سالانش در مدرسه رازی با تیم جم ، از این تیم حمایت میکردند. کارگر و جم در خلا حضور تیمهایی چون "تاج آبادان" و "شاهین آبادان" سالها در میان مردم شهر برای خود جایگاهی اختصاص دادند .

"بـــــــرزیـــــل متولد شــــد"

حضور این تیم و تعداد بیشمار طرفدارانش در سال ۱۳۵۱با آغاز لیگ تخت جمشید رو به افول گذاشت . در این سال تیم صنعت نفت که جواز حضور در لیگ را یافته بود ، توجه مردم را بخود جلب کرد. آبادانیها کم کم از اطراف دو تیم کارگر و جم متفرق شده و طرفدار تیم "صنعت نفت" شدند . بازیکنان نخبه و برتر دو تیم نیز برای حضور در لیگ تخت جمشید به این تیم فراخوانده شدند.
حالا اظهار علاقه مندی و طرفداری نسبت به فوتبال آبادان فقط محدود به این شهر نمیشد و در سراسر ایران آبادانیها برای تشویق این تیم به استادیوم ها میرفتند.
رنگ تن پوش تیم صنعت نفت تا سال ۱۳۵۵متفاوت بود. سفید ، آبی ، مشکی .
در این سال(۱۳۵۵) پرویز دهداری بعنوان مدیرعامل باشگاه صنعت نفت منصوب و مشغول بکار شد. او منوچهر سالیا از پیشکسوتان کارگر و جم را بعنوان مربی به همکاری فراخواند . مهندس پورجانکی نیز سرپرست تیم شد . منطقه جنوب ، مخصوصا آبادان بازیکنان تکنیکی ای داشت. ما می دیدیم نوع بازی فوتبال اینها شباهت زیادی به تیم ملی برزیل و بازیکنانش دارد. کم کم مردم که بیشتر به برزیل شناخت پیدا کردند ، صنعت نفت را برزیل شهر خود نامیدند. برای نشان دادن این فوتبال رنگ پیراهنشان را تغییر دادند . پیراهن زرد ،شورت آبی و جوراب سفید ، درست مثل لباس تیم ملی برزیل . افکار فوتبال برزیلی در تمام شهر بسرعت رواج یافت و این طور صنعت نفت شد "بـــرزیـــل ایـــران" .
منوچهر سالیا مربی سابق نفت منشا علاقه به فوتبال برزیلی را چنین شرح میدهد : فوتبال نفت و آبادان بدلیل وجود و حضور استعدادهای بیشمار تا سال ۱۳۵۷ رشد بیشتری یافت و هر روز پیش رفت. انقلاب سال ۱۳۵۷ مصادف شد با تعطیلی فوتبال در آبادان. البته در گوشه و کنار این شهر هنوز جوانان آبادانی فوتبال بازی میکردند و برای برای نشان دادن قدرتشان ، هریک خود را با نام بازیکنان برزیل معرفی میکردند.

"سالهای دور از خانه"

تعطیلی سه ساله فوتبال صنعت نفت ، جنگ ، حمله به جنوب ایران و نداشتن پایگاه امن و مناسب برای تمرین و مسابقه و از سویی علاقه به حضور در فوتبال سراسری کشور ، پیشکسوتان نفت را بر آن داشت تا پایگاه جدیدی برای صنعت نفت در نظر بگیرند..
در سال 1360 صنعت نفت آبادان به شیراز منتقل شد. آنجا تمرین و بازی کردند. سالیا در مورد این سالها میگوید :"امتیاز که گرفتیم از دسته3 شروع کردیم . کار بسیار سختی بود. تیم محل تامین بودجه ای نداشت. پالایشگاه تقریبا تعطیل بود و نمیتوانست حمایتمان کند.با خرج خودمان تیم را تا دسته 1 بالا آوردیم و دوباره به مسابقات قهرمانی کشور راه یافتیم"
از آبادان و مردمش در طول سالهای جنگ فقط نامی باقی مانده بود. آنها در تمام کشور متفرق شده بودند. آبادان خط مقدم جنگ بود و به این دلیل نمیتوانستند آنجا بمانند. با این حال کودکانی در آبادان همچنان ماندند و با پای برهنه در خیابانهای ترکش و دود و جنگ ، فوتبال بازی کردند تا مبادا فوتبال در این شهر بمیرد.
این وضعیت تا سال ۱۳۶۷(پایان جنگ) بطول انجامید. در طول این ۷سال نفت در شیراز اقامت داشت . سالیا میگوید :"تعجب میکردیم ، طرفداران ما بیشتر هم شده بودند! برای غم غربت و دوری تمام آبادانیها که مجبور بودند خارج از شهر و خانه شان زندگی کنند ، تنها یک التیام دهنده وجود داشت و آن "فوتبال" بود. به هر شهری که میرفتیم آبادانیها برای یادآوری فوتبال و شهر خود به استادیوم محل برگزاری مسابقاتمان می آمدند. حالا ما در کل کشور طرفدار داشتیم . برای بازیهایمان حداقل ۵هزار تماشاچی داشتیم . یادم می آید یک بازی با استقلال داشتیم در تهران ۳بر ۱باخته بودیم . وقتی به اهواز رفتیم تا بازی را میزبانی کنیم حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار تماشاچی آبادانی به استادیوم آمده بودند . صحنه حیرت آوری بود."

و اینچنین فوتبال نفت و آبادان زنده ماند.

پس از پایان جنگ با ورود مردم آبادان به شهر آبادان ، تیم فوتبال صنعت نفت نیز به شهر خود نقل مکان کرد. اما این شهر آن شهر رویایی سابق نبود. آبادان زمانی قشنگترین شهر ایران بود که هر کسی آرزوی دیدنش را داشت . ویرانه های جنگ ، شهر زیبای آبادان را نیمه مخروب کرده بود. با این حال فوتبال ادامه یافت و بیش از پیش قوت گرفت. شدت علاقه مردم به فوتبال در سالهای بعد از جنگ تا حدی جالب توجه و گاهی وحشتناک پیشروی کرد. یکی از کارشناسان مسایل اجتماعی آبادان میگوید : " این رشد طبیعی بود. جنگ حتی خانه هایی را که قبل از انقلاب نیمه ساخت بودند را مخروب کرد. اینجا دیگر نمیتوانست جای امنی باشد . ما تا پیش از انقلاب از آبادان شهری زنده یاد میکردیم . در این شهر جشنواره های مختلف هنری برگزار میشد ، تجارت رونق زیادی داشت ، خیابانها و شهر ، ویرانی در خود نداشتند . روزگاری که در تهران ۱۹سینما داشتیم در اینجا ۲۷سینما فعالیت میکردند ، اما حالا چه؟
یادآوری خاطرات غربت با تیم نفت ، علاقه به فوتبال برزیلی(که با وسعت یافتن رسانه ای بنام تلویزیون بیش از پیش شناخته شده بود)و مهمتر از آن اینکه سرمنشا فوتبال ایران این خطه از خاک ایران است و مسایل اینچنینی زندگی در آبادان را هر روز بیش از گذشته با فوتبال عجین کرد . فوتبال شد بخشی جداناپذیر از زندگی روزمره مردم آبادان.

نکته:منوچهر سالیا از بزرگان فوتبال آبادان نیز چندی پیش درگذشت!روحش شاد و یادش گرامی!

آبادان برزیلته

آبادان برزیلته

کا مو نم که همینه می گم!!! آبادان برزیلته ولی خدا وکیلی هیچ جا آبادان نمیشه!!! 

+ نوشته شده در  84/11/28ساعت 11:4  توسط غولو | 

"علي نكويي" از پيشكسوتان فوتبال آبادان روزجمعه براثر بيماري كليوي در بيمارستان امام خميني (ره) اين شهردرگذشت .
مرحوم نيكويي در سال ‪ ۱۳۲۷‬به دنيا آمد ،و فوتبال رااز تيم كارآموزان تكنيك كار پالايشگاه شروع كرد و در سال ‪ ۱۳۴۷‬به تيم باشگاه كارگر پيوست.
وي در سال ‪ ۵۱‬در نخستين ليگ فوتبال كشور با نام "تخت جمشيد" حضور يافت و سپس به تيم فوتبال صنعت نفت آبادان پيوست. مرحوم نيكويي با درخشش خوبي كه از خود در پست فوروارد راست در تيم نفت نشان داد مورد توجه مربيان تيم نيروي اهواز قرار گرفت و در سال ‪ ۱۳۵۳‬به اين تيم پيوست.
نكويي باشروع جنگ تحميلي لباس رزم بر تن كرد و در كنار ساير كاركنان پالايشگاه همراه با رزمندگان اسلام تا پايان جنگ از آبادان دفاع كرد.
زنده‌ياد نكويي كه يكي از جانبازان شيميايي هشت سال دفاع مقدس بود، در تيم‌هاي كارآموزان، كارگر آبادان، نفت آبادان، نيروي اهواز، مالموي سوئد و همچنين ديپلمات آمريكا بازي كرده بود.
مرحوم نكويي در طول جنگ تحميلي از رزمندگان اسلام مستقر در آبادان تيمي ساخت كه توانست در مسابقات استاني مطرح و ياد و خاطره خوبي از خود بر جاي بگذارد.
پس از پايان جنگ و افزايش سن ، دردهاي ناشي از كليه و كبد او را زمين گير كرد تا آنكه روز جمعه مصادف با ‪ ۱۸‬محرم به ديدار حق شتافت.
مراسم تشييع پيكر مرحوم نكويي فردا يكشنبه از مقابل ورزشگاه تختي آبادان انجام مي‌شود.
روحش شاد و یادش گرامی!


مهدي سرحاني كاپيتان تيم فوتبال كارون خرمشهر درگذشت!

 بنا بر اعلام روابط عمومي هيات فوتبال خوزستان، مهدي سرحاني كاپيتان 22 ساله و بااخلاق تيم فوتبال كارون خرمشهر پس از چند روز تحمل بيماري و بستري شدن در بيمارستان ولي‌عصر خرمشهر صبح روز گذشته (دوشنبه) درگذشت.
مرحوم مهدي سرحاني در تيم‌هاي آزدگان خرمشهر و تيم فوتسال وحدت خرمشهر در رقابت‌هاي ليگ برتر فوتسال باشگاه‌هاي خوزستان و همچنين كارون خرمشهر در ليگ دسته دوم باشگاه‌هاي كشور بازي مي‌كرد.
پيكر اين بازيكن جوان و خوب خوزستاني امروز در خرمشهر تشييع و به خاك سپرده مي‌شود.
روحش شاد و یادش گرامی

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 19:42  توسط غولو | 
پیشرفت در غرب
+ نوشته شده در  84/11/21ساعت 16:57  توسط غولو | 
 تيم فوتبال صنعت نفت آبادان از هفته سيزدهم ليگ دسته اول فوتبال باشگاههاي كشور موفق شد ميهمان خود پيام ارتباطات خراسان را با يك گل شكست دهد.
قضاوت اين ديدار بر عهده "مسعود مرادي" به كمك‌هاي "رامتين عرفانيان" و "نيك فر نيك نهاد" بود.
"احسان شيرمردي" در دقيقه هشت تك گل اين بازي را براي تيم صنعت نفت آبادان به ثمر رساند.
ولي خرسندي، مهدي حاتمي از تيم  صنعت نفت آبادان و مهرداد مير ومحمد سهيلي" تيم پيام ارتباطات خراسان از داور اين ديدار كارت زرد گرفتند.
پنج هزار تماشاگرنفراين بازي را از نزديك در ورزشگاه تختي آبادان ديدند.
تيم فوتبال صنعت نفت آبادان با اين پيروزي اندوخته‌هاي خود را به ‪ ۲۲‬امتياز رساند و  پس از مس کرمان ۲۸ امتیازی و پیکان ۲۶ امتیازی به رده سوم جدول صعود کرد.



+ نوشته شده در  84/11/16ساعت 14:43  توسط غولو | 
دقایقی پیش دیدار دو تیم صنعت نفت آبادان و ماشین سازی تبریز به پایان رسید. در این دیدار که در تبریز برگزار شد صنعت نفت توانست حریف خود را با نتیجه دو بر صفر شکست دهد.
گلهاي اين بازي را در دقايق‪ ۴۱‬ميرسلاو كوزاچ و‪ ۶۸‬ولي خرسندي به ثمررساندند.

+ نوشته شده در  84/11/04ساعت 14:34  توسط غولو | 
تيم وحدت آبادان روز گذشته در چارچوب مسابقات جام حذفي كشور در اصفهان با نتيجه دو بر يك مغلوب تيم ذوب آهن شد و از گردونه مسابقات جام حذفي خارج شد.
+ نوشته شده در  84/11/04ساعت 14:19  توسط غولو | 
5 مهر

5 مهر

5 مهر

+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 15:58  توسط غولو | 

صنعت نفت آبادان ، مشهورترين باشگاه زير مجموعه وزارت نفت است كه به عنوان نماد فعاليت ورزشي اين وزارتخانه از آن ياد مي‌شود. اين باشگاه در سال 1352 و با همين نام تاسيس شده و پيش از انقلاب در ليگ‌هاي استاني و نيز جام تخت‌جمشيد حضور داشته است. پس از انقلاب هم حضور اين تيم در جام آزادگان و سپس ليگ برتر باشگاههاي كشور با فراز و فرودهايي همراه بوده است و اكنون اين تيم در ليگ دسته اول باشگاههاي كشور حضور دارد.

خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خوزستان - گفت و گويي با ناصر گودرزي ، مدير عامل باشگاه صنعت نفت آبادان انجام داده است كه در ادامه مي‌خوانيد.

هيات مديره فعلي در شرايط سختي آغاز به كاركرد

هيات مديره فعلي حدود دو سال و نيم است كه فعاليت خود را آغاز كرده است، پس از آخرين سقوط ما به ليگ دسته اول باشگاههاي كشور، هيات مديره قبلي كنار رفت و اعضاي فعلي شامل محمدباقر دخيلي به عنوان رييس هيات مديره و آقايان امدادي، خليلي، عليجاني و ني‌ساز به عنوان اعضاي اصلي مشغول به كار شدند. در آن مرحله تيم تازه سقوط كرده بود و شرايط بسيار سخت و حساس بود. در آن سال به عنوان يكي از چهار تيم برتر به مسابقات پلي‌آف راه يافتيم كه مسابقات در تبريز برگزار شد و تيم با شرايطي كه پيش آمد، صعود نكرد. در اوايل فصل گذشته هوشنگ فيروزفر، مدير عامل وقت باشگاه استعفا داد و از اوايل آبان ماه سال گذشته پست مدير عاملي به من كه دبير و عضو علي‌البدل هيات مديره باشگاه بودم محول گرديد.

به مظلومي اعتقاد كامل داريم

در فصل گذشته مسابقات را با يك سرمربي خارجي به نام دورديف آغاز كرديم، ولي بعد از چهارده هفته هيات مديره تصميم به تغيير سرمربي گرفت و در آن زمان پرويز مظلومي را به خدمت گرفتيم. با تلاش وي و بازيكنان و حمايت باشگاه و هواداران، تيم به مرحله‌ حذفي صعود كرد. در آن مرحله شرايطي پيش آمد كه نهايتا به شكايت باشگاه صنعت نفت از فدراسيون فوتبال به ديوان عدالت اداري انجاميد كه اين قضيه همچنان در حال پيگيري است. در فصل جاري نيز كار خود را با مظلومي ادامه داديم و فصل را هم بسيار خوب آغاز كرديم، ولي به يكباره در چهار هفته‌ پياپي تيم ما با مشكل گلزني مواجه شد و عليرغم بازي‌هاي خوب، توپ‌هاي مهاجمان درون دروازه حريفان نمي‌رفت. در آن شرايط استنباط بسياري از افراد اين بود كه ما سرمربي تيم را تعويض مي‌كنيم، ولي ما به كار مظلومي اعتقاد داشته و داريم واز همه لحاظ وي را حمايت مي‌كنيم. ما با دادن روحيه و انگيزه به بازيكنان، در بازي مقابل مرصاد شيراز از اين شرايط خارج شديم و اكنون هم وضعيت خوب و روند رو به رشدي داريم.

شايد شان باشگاه صنعت نفت اين نباشد، ولي بضاعتمان فعلا همين است

اميدوار هستيم كه با تلاش و حمايت‌ همه‌ مسؤولين شهر ، استان و هواداران از تيم و نيز تلاش كادر فني و بازيكنان، امسال هم به مرحله‌ حذفي صعود كنيم و از آن جا براي حضور در ليگ برتر برنامه‌ريزي كنيم. همه مي‌دانند كه شان باشگاه ما حضور در ليگ دسته اول نيست ولي شرايطي پيش آمده است كه در حال حاضر در اين مقطع هستيم. به عقيده‌ من بضاعت ما فعلا همين است و براي حضور ثابت در ليگ برتر بايد زيرساخت‌هايمان را قوي كنيم. اگر بخواهيم در حال نتيجه بگيريم بايد از بيرون از استان كمك گرفت. همان طور كه ديد ما بايد حرفه‌اي باشد، بايد حرفه‌اي هم عمل كرد و چنين نگرشي با بومي‌گري سازگار نيست. ما هم دوست داريم كه بازيكنان ما از شهر و استان خودمان باشند، ولي به شرطي كه بضاعتش را داشته باشيم. به علاوه بايد دست مربي را نيز باز گذاشت تا از بازيكنان مورد علاقه‌اش استفاده كند. البته مربيان ما تاكنون نظر مثبتي به استفاده از بازيكنان بومي داشته و دارند.

تا پنج سال آينده در ليگ قهرمانان آسيا حضور خواهيم داشت

ما در حال طراحي چشم‌اندازي پنج ساله هستيم كه بر اساس آن تا سال 1389 و نهايتا 1390 ، تيم خود را در جام باشگاههاي آسيا ببينيم. اين برنامه از سوي كميته فني ما در حال برنامه‌ريزي و تدوين است و ما بسترسازي گسترش فعاليت‌هايمان را به اين ستون استوار مي‌كنيم. دو سال است كه كار زيربنايي را آغاز كرده‌ايم و اكنون علاوه بر يك مدرسه فوتبال فعال، در رده نونهالان در ليگ دسته اول و در رده‌هاي نوجوانان، جوانان و اميد، در ليگ دسته دوم باشگاههاي كشور تيم‌داري مي‌كنيم. حضور صنعت نفت آبادان در ليگ‌هاي كشوري در تمام رده‌هاي سني موضوعي است كه تاكنون بي‌سابقه بوده است.

دانش مربيان سلاح اصلي ماست

براي آغاز بسترسازي در ابتدا لازم است دانش مربياني كه با ما كار مي‌كنند را بالا ببريم. در همين راستا دو دوره كلاسهاي توجيهي تئوري - علمي زيرنظر مجيد جلالي و مرتضي محصص براي به مربيانمان برگزار كرديم كه البته تعدادي از مربيان فعال سطح شهر آبادان نيز به عنوان مدعو در اين كلاسها حضور داشتند. ما بايد مربيان را از نظر سلاحشان كه همان دانش علمي مربيگري است ارتقا دهيم. دانش آن‌ها سلاح ما نيز خواهد بود.

تنها مركز فيزيوتراپي پزشكي ورزشي جنوب كشور را در آبادان راه‌اندازي خواهيم كرد.

ما براي كار زيربنايي، نياز به امكانات سخت‌افزاري و اماكن ورزشي نيز داريم. در حال حاضر استاديوم تختي آبادان از نظر بهره‌برداري در اختيار باشگاه قرار دارد. همچنين زمين چمن باشگاه فيروز را داريم كه تيم‌هاي رده‌هاي سني ما و چند تيم سطح شهر در آن تمرين مي‌كنند و در نتيجه از كيفيت خوبي برخوردار نيست. ما مقدمات ساخت و بهره‌برداري از چند قطعه زمين چمن را انجام داده‌ايم و حتي زمين آن را نيز تهيه كرده‌ايم.  به علاوه با توجه به كمبودي كه از نظر امكانات پزشكي ورزشي حس مي‌شود، در حال راه‌اندازي يك مركز فيزيوتراپي پزشكي ورزشي هستيم كه به احتمال بسيار زياد تا 22 بهمن ماه سال جاري افتتاح خواهد شد. چنين مركزي در جنوب كشور نادر است و با ايجاد آن علاوه بر جلوگيري از هزينه‌هاي زياد اعزام بازيكنان مصدوم به تهران، به مردم عادي هم سرويس مي‌دهيم و كم كم آن را خودگردان خواهيم كرد. اكنون از سالن‌هاي بدنسازي سطح شهر استفاده مي‌كنيم ولي تا سال آينده از باشگاه بدنسازي و سونا و جكوزي باشگاه نيز بهره‌برداري خواهيم كرد تا علاوه بر گسترش امكانات باشگاه، هزينه‌هاي خود را كاهش دهيم. 

بدون كار زيربنايي پس از هر صعودي، سقوط مي‌كنيم

در خوزستان نرم‌افزار ورزش را كه استعداد است، بسيار داريم ولي از سخت افزار آن محروميم. در كل استان خوزستان تنها دو استاديوم قابل قبول براي برگزاري بازي‌هاي رسمي كه از نور هم برخوردار باشند داريم و از بين اين دو هم، استاديوم تختي اهواز در حال بازسازي است و تنها ورزشگاه تختي آبادان مي‌ماند. اين ضعف بزرگي است كه در شهرهاي مهمي همچون دزفول ، مسجدسليمان، بهبهان، ماهشهر و ديگر شهرهاي استان ورزشگاه استاندارد نداشته باشيم. بايد اماكن ورزشي را مهيا كرد تا بتوان از نرم‌افزاري كه داريم و خدادادي هم هست، استفاده برد. وقتي امكانات نباشد استعدادها هرز مي‌روند. تا زماني كه اين امكانات رامهيا نكنيم در كار زيربنايي مشكل داريم و در اين حالت هر چند شايد به طور مقطعي به ليگ برتر صعود كنيم، ولي بعد از آن باز هم سقوط خواهيم كرد.

در رشته‌هاي شطرنج و واليبال نشسته نيز تيم‌داري مي‌كنيم

باشگاه نفت آبادان در رشته شطرنج نيز در ليگ برتر باشگاههاي كشور حضور دارد. تا پايان دور بيستم و در فاصله‌ دو دور مانده به پايان رقابت‌ها در ميان دوازده تيم در جاي چهارم هستيم. در كنار آن نيز در ليگ دسته اول واليبال نشسته باشگاههاي كشور نيز حضور داريم كه تيم ما به مرحله‌ دوم اين رقابت‌ها صعود كرده است و در اين مرحله اگر جزو سه تيم برتر باشيم، به ليگ برتر صعود خواهيم كرد. ما موظف به حمايت از ورزش جانبازان و معلولين هستيم تا آن‌ها نيز به اجتماع وصل شوند و دلتنگي‌هاي خود را در ورزش از خود دور كنند. ما چون نام فرهنگي ورزشي را يدك مي‌كشيم بايد علاوه بر بعد ورزشي به بعد فرهنگي كارمان هم توجه كنيم كه برگزاري دوره‌هاي مختلف فرهنگي و اردوهاي زيارتي سياحتي از چنين فعاليت‌هايي هستند. در بحث تحصيل بازيكنان نيز بسيار حساس هستيم و براي بازيكنان دانشجو كمك هزينه و براي بازيكنان رده‌هاي متوسطه و پايين‌تر تمام هزينه تحصيل را در نظر گرفته‌ايم. ما اعتقاد داريم اگر بازيكن باسواد باشد، سطح دانش و درك و نبوغ وي در زمين مسابقه نيز بالا مي‌رود و البته بازيكنان هم از درس رانده نمي‌شوند و هم تا زمان درس خواندن در كنار ما مي‌مانند، زيرا بازيكني كه محصل نباشد سرباز است و خود به خود از تيم مي‌رود .

ثروتمند نيستيم، ولي مشكل مالي نداريم

بنا بر مجوز دولت وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و شركت‌ها مي‌توانند يك درصد از هزينه‌هاي جاري خود را به ورزش تخصيص دهند كه اين هزينه مي‌تواند به صورت ساخت و ساز اماكن ورزشي، كمك به باشگاهها و يا تيم داري و نيز كمك به سازمان تربيت‌بدني مصرف شود. وزارت نفت نيز از اين قاعده مستثني نيست و در تمام شركت‌هاي تحت پوشش خود فعاليت ورزشي دارد و در رشته‌هاي مختلفي تيم‌داري مي‌كند. خوشبختانه در اين چند سال مشكلات مالي نداشته‌ايم و اگر هم بوده، مقطعي بوده است. نبايد با آن ديد به باشگاه ما نگاه كرد كه چون نام نفت دارد پس بودجه‌اي عريض و طويل در اختيار آن است. بودجه‌ ما كاملا روي حساب و كتاب به ما داده مي‌شود. ما الان به هيچ بازيكنمان بدهكار نيستيم و حتي بابت برخي جرايمي كه در قراردادها در نظر گرفته مي‌شود، از آن‌ها طلبكار نيز هستيم. فكر نمي‌كنم هيچ باشگاهي از نظر شرايط مالي اين قدر دقيق و شفاف باشد. با اين حال تمام وابستگي ما به همين يك درصد است و گرنه توانايي درآمدزايي نداريم و نه مي‌توانيم بازيكن بفروشيم. زيرا كار زيربنايي نشده است و تيم به همين چند بازيكني هم كه داريم، احتياج دارد.

بايد به سمتي برويم كه بتوانيم حق پخش تلويزيوني بگيريم

در بحث درآمدزايي يكي از راه‌هاي اصلي، اسپانسرينگ و حق پخش تلويزيوني است. تنها بازي‌هايي كه از صدا و سيما پخش مي‌شود، بازي‌هاي استقلال و پرسپوليس هستند و شركت‌ها هم اسپانسر تيمي مي‌شوند كه بازي‌هاي آن از تلويزيون پخش شود يا حداقل پخش استاني داشته باشد كه ما هيچ كدام را نداريم و در نتيجه نمي‌توانيم از اين راه درآمدزايي كنيم. در اتحاديه فوتبال هنوز روي اين مساله بحثي نشده است، ولي بايد به سمتي برويم كه حق پخش تلويزيوني براي تمام تيم‌ها لحاظ شود. صدا و سيما مي‌تواند از پخش بازي‌ها و تبليغات حاصل از آن درآمد كسب كند پس بايد سهمي از اين درآمد را هم به باشگاهها بدهد.

بومي را تنها آبادان نمي‌دانيم و تمام شهرهاي استان را بومي خود مي‌دانيم

ما پول حرفه‌اي مي‌دهيم و بازيكن خوب مي‌گيريم. با اين حال از كادر فني تيم خواسته‌ايم كه اگر قرار است از بين بازيكني خوزستاني با نمره‌ 50 و بازيكني غير خوزستاني با نمره‌ 70 يكي را بگيرند، بازيكن خوزستاني را جذب كنند و روي آن كار كنند تا به 70 برسد. ولي اگر نمره‌ خوزستاني 30 باشد، ديگر نمي‌توان اين انتظار داشت. هواداران ما مي‌گويند تيم را خوب ببنديد تا نتيجه بگيريد، ولي مي‌دانيم در بضاعت آبادان و خرمشهر نيست كه يك تيم كامل و خوب در ليگ داشته باشد. ما به موفقيت در حال حاضر نيز نياز داريم و براي كسب اين موفقيت به بازيكنان و مربيان غيربومي نيز نيازمنديم. با اين حال ما بايد به مرور زمان عقبه‌ خود را در شهر خودمان قوي كنيم، ولي اين موضوع زمان مي‌برد. اگر ما تمام توجه خود را به ساخت عقبه‌اي براي تيم صرف كنيم، تبديل به يك تيم‌دار معمولي خواهيم شد و از قهرماني هم بايد چشم بپوشيم كه اين برخلاف خواست هواداران است. با تمام اين مسائل الان از 30 بازيكن ما، 15 بازيكن خوزستاني هستند كه از اين ميان نيمي نيز آباداني اند. ما بومي را تنها آبادان نمي‌دانيم و تمام شهرهاي استان را بومي خود مي‌دانيم. به علاوه وقتي بازيكني زير نام آبادان بازي مي‌كند، او هم آباداني محسوب مي‌شود و بايد از او و تيم حمايت كرد. اين حاشيه‌روي‌ها و ايجاد جنجال در اين مسائل راه به جايي نمي‌برد.

حكم دادگاه تجديدنظر ديوان عدالت اداري به سود باشگاه صنعت نفت خواهد بود

فدراسيون فوتبال در جريان شكايت ما، سرمان را بريد و اين سخت ترين حكمي بود كه براي تيم ما صادر شد. ما مشكلي با فدراسيون نداريم و تنها به دنبال احقاق حق هستيم، همان طور كه آن‌ها روي حرف خود پافشاري مي‌كنند. به هر حال مي‌دانيم كه پرونده براي سال جاري بسته شده است . اكنون تنها به فكر نتيجه‌گيري در ليگ دسته اول هستيم و از حاشيه‌ها دوري مي‌كنيم. حكم دادگاه تجديدنظر ديوان عدالت اداري به سود باشگاه صنعت نفت خواهد بود ولي در مورد اينكه چرا اين راي اعلام نمي‌شود، هيچ اظهارنظري ندارم.

گودرزي در پايان خواستار حمايت از سوي مسؤولين شركت‌ها و صدا و سيما از تيم‌هاي خوزستاني حاضر در ليگ برتر و دسته اول باشگاههاي كشور براي موفقيت در ليگ‌هاي و حضور در رده‌هاي بالاتر شد.

+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 10:36  توسط غولو |